خرید بک لینک

۱- پیروزی تیم ملی؟ فوتبال، در برابر تیمی کاملاً ناشناخته، آنهم در ضربات پنالتی، مورد انتقاد اهالی فوتبال قرار گرفت. از آن همه بازیکن تیم، بازیکن پا به سن گذاشته از رده خارجی، به نام شجاع خلیل‌زاده، که در دو قدمی دروازه حریف هم توانایی شوتی در چهارچوب نداشت، حسب معمول، از موضع طلب کاری از خلق الله، در صفحه‌اش نوشت ((بیشتر مردم خیلی از مغزشون استفاده نمی‌کنند)) و البته به بهانه پاسخ به انتقادات مردم.

۲- گله ای از به اصطلاح بزرگان فدراسیون فوتبال نیست، که به جای آنکه که گوش این موجود گستاخ را بگیرند و از تیمی که مدعی ملی بودن آن هستند، بیرون بیندازند، خود را به نشنیدن می‌زنند؟! که اگر بنا بر استفاده از شایستگان بود، طرح گله احتمالی هم موضوعیت می‌داشت. از کوزه این فدراسیون و این فوتبال و متصدیان آن، همان برون تراود که در اوست. بله! شخص شخیص شجاع خلیل‌زاده! کسی که حداکثر توانایی اش در زمین فوتبال، حواله دادن اسافل اعضا به تماشاگران است. و اعتراض‌های مکرر و بی مورد در برابر هر سوت داور بازی. توانایی اساسی این موجود، خارج از زمین فوتبال و در حدود چاپلوسی و تملق معنا و نمود پیدا می‌کند و از مزایای آن بهره‌مند.

۳- تیم فوتبال تراکتورسازی، پس از پنجاه سال، به سلامتی به یک قهرمانی! رسید و در راه نیل به قهرمانی، بهره‌مند از الطاف بزرگانی چون مسعود پزشکیان، رئیس جمهور حکومت اسلامی. به یاد دارید که حضرت رئیس جمهور، در یکی از فرمایش‌ها که لابد به تصور حضرت شان، جز امور مهمه و اولویت‌دار وظایفش بود، به تمجید از زنوزی مدیرعامل تراکتورسازی پرداخت، که بله! آقای زنوزی از جیب خود برای فوتبال هزینه می‌کند و البته نمی‌گفت، جیب مورد اشاره همانی است که به بانک‌ها و سپرده‌های خلق الله وصل است نمی‌گفت که چرا مدیرعامل مورد تمجیدش، مظلومانه! ملقب به ابر بدهکار بانکی شده بود و برابر اعلام سخنگوی قوه قضاییه و گزارش خبر گزاری ها، در سال ۱۳۹۰ با پرداخت ۱۳۸۰ میلیارد تومان ناقابل از زندان آزاد شد و پرداخت مابقی بدهی‌هایش به تعویق افتاد و نمی‌ گفت به کدام مناسبت در جلسه ای رسمی، آقای مدیرعامل مذکور را که ظاهرا هیچ سمت رسمی‌ هم ندارد، ور دل خود نشانده بود! به حمایت مالی مدیرعامل از رئیس جمهور، در دوران انتخابات مربوط می‌شد؟! شایع است که آقای رئیس جمهور، مورد حمایت مالی ایشان بوده است و بالاخره اتوبان یک طرفه نیست و دوران بده بستان است! مقصود این نیست که خدای ناکرده فدراسیون و ارکان قضایی اش!! و امثالهم را که در بست! و گوش به فرمان، در اختیار تیم تراکتورسازی و مدیرعاملش هستند، متهم به جانبداری از تیم مذکور کنیم! و منباب مثال قانون شکنی ها به نفع تراکتور سازی را نعوذ بالله به آقای رئیس جمهور یا فرزند برومند ایشان یوسف پزشکیان نسبت دهیم!

4- زنوزی در تمجید از خلیل‌زاده، می‌گفت اگر زودتر بازیکنی چون خلیل‌زاده را داشت زودتر قهرمان می‌شد. و لابد چون مصلحت ندیده است، از خصوصیات قهرمان سازی بازیکن مذکور بگوید، زحمت ایشان را کم کردیم و به خصوصیات و شخصیت ممتاز بازیکن، فقط در یک مورد حواله دادن آنچه که مبین ذهنیات و شخصیت ذاتی شجاع خلیل‌زاده است اشاره کردیم. و این جوری است که زنوزی تلاش می‌کند با استخدام و استفاده از افرادی که البته هتاک و فحاش و صد البته متملق و چاپلوس هستند و از زمین و زمان طلبکار، امور خود را پیش ببرد. که هر کسی بر طینت خود می تند.

۵- آقای مسعود پزشکیان می‌گوید، زنوزی از جیب خودش برای فوتبال خرج می‌کند. جیب ایشان که اشاره شد، به کجا وصل است. اما به این پرسش ساده پاسخ دهید، چه کسی به شما و بزرگترهای شما گفته است، تیم‌های فوتبال محبوب و مردمی پرسپولیس و استقلال را در اختیار بگیرید و اعوان و انصار نوعاً فاقد شایستگی و فاقد صلاحیت ورزشی خود را در راس آنها بگمارید و به خود اجازه دهید، منت هم بر سر هواداران این دو تیم بگذارید؟ که بله! دولت برای آنها هزینه می‌کند! عجب! ضرورتی دارد گفته شود که دست از سر این دو تیم بردارید و اجازه بدهید مالکان واقعی آن‌ها که مردم هوادار هستند خرجشان را متقبل شوند و شما را به زحمت هزینه کردن نیندازند!

۶- هیچگاه شنیده‌اید مسئولین ورزش کشور، اخطار که نه! تذکری به امثال شجاع خلیل‌زاده داده باشند که در رفتارش _اگرچه ذاتی است به هر حال در صحنه عمومی اقتضای کنترل دارد_ تجدید نظر کند؟ نه تنها هیچ تکلیفی برای خود قائل نبوده و نیستند، که بی‌عملی و بی‌کفایتی‌شان و البته با احتمالی قریب به یقین، سفارش‌های واصله و توصیه پذیری‌هاشان از مصادر امر بالادستی، باعث نه فقط سکوت شان، که تلاش برای خوش رقصی هم می‌شود، اندک نمونه ‌هایش را روزهای گذشته، در اجابت فوری تمام خواسته‌های مسئولین تیم تراکتورسازی از لغو و تعویق تمامی بازی‌های این تیم و خود مسخرگی‌های فدراسیون نشینان، به بهانه اشتباه تایپی؟! برای فراهم شدن امکان حضور هواداران ممنوع از حضور تراکتورسازی، در بازی با پرسپولیس، دیده‌ایم و حاصل چنان وضعیتی است که بازیکنی چون خلیل‌زاده را به پشت گرمی حمایت‌های خلاف قانون از تراکتورسازی، به ابراز وقاحتی وا می‌دارد، که در قبال رفتار زشت اش، نه تنها عذر خواهی نمی‌کند، که می‌گوید دست به کشاله رانش زده است! حضرت اجل! دور از جان و ساحت آن حیوان معروف و با پوزش از اینکه در مقام قیاس _البته مع الفارق_ ناگزیر از تشبیه انسان نمایان با او شده‌ایم، باید گفت خودتی! و بزرگترهایت!

در هر مقام و منصب!!

7- این مقال، اقتضای ورود در مقولاتی، چون ایران ستیزی مسئولین تراکتورسازی و شرب الیهودی که در استادیوم‌های ورزشی به اشاره ایشان واقع شده و می‌شود و تلاشی که برای ایجاد بلوای قومی به راه انداخته‌اند، ندارد و مجالی دیگر می طلبد. که بزرگترهایشان به بهانه بازی لوس و پر از ریب و ریای وفاق ملی!! مشغول ارائه خدماتند! منصرف از هر مجامله و تعارفی، این حضرات و کسانی که زیر علم شان سینه می‌زنند، پیاده نظام دشمنان ایران زمین اند. و رفتارشان مصداق رفتار کسانیست که بوی کباب شنیده اند در حالی که خر داغ می‌کنند و بنظر می رسد، اشارتی کافی است. پیشینیان مزدور ایشان با وصف اینکه گماشتگان شوروی های سابق و نه تنها مورد حمایت علنی و عملی روس ها و ارتش سرخ که امر بر ایشان بودند و با وصف بوقی که از سر گشادش و در جهت تجزیه طلبی می دمیدند، چنان نابود شدند که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان. و به این جماعت اندک ایران ستیز و تلاشی که برای تفرقه قومی، آن هم تحت شعار مسخره و کهنه و مرده وفاق ملی به راه انداخته اند و آثار نکبت بار و نفرت انگیزش را دیده و می بینیم، همان خواهد رفت که بر اسلاف شان. بنابراین

عرض خود مبرید و زحمت ایرانیان مدارید.

برچسب: نویسنده: طاها فرهادی تاريخ: جمعه 7 آذر 1404 ساعت: 19:52

صفحه بندی