گزارشهای تازه درباره «نعل وارونه» منتشر شده است. طبق گزارشهای موجود، احمد علی رستگاران نعل وارونه زدن، از جمله ضرب المثلهای رایج، به معنای به کار بردن فریب و نیرنگ، برای گمراه ساختن دیگران است. و اما علت وجودی ضرب المثل. در گذشتههای دور، دزدان پس... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور میکنیم.
احمد علی رستگاران
نعل وارونه زدن، از جمله ضرب المثلهای رایج، به معنای به کار بردن فریب و نیرنگ، برای گمراه ساختن دیگران است. و اما علت وجودی ضرب المثل.
در گذشتههای دور، دزدان پس از دزدی و پیش از فرار از محل، نعل اسب خود را وارونه میزدند، تا کسانی که در صدد تعقیب آنها بر میآیند، به جای تعقیب دزدان، مسیر معکوس را دنبال کنند.
تا نشان سم اسبت گم کنند
ترکمانا نعل را وارونه زن (خاقانی)
1- در شرایط کمبودها و قطع آب و برق و درماندگی و استیصال خلق الله در فراهم کردن مایحتاج ابتدایی زندگی و گرانیهای روزافزونی که از ناحیه مسئولین اعمال و اجرا و وعده و مژده! داده میشود و البته گران شدن و گران کردن هم تنها وعدهای است که مردم در تحقق آن، هیچگونه شبهه یا تردیدی ندارند و دچار نگرانی! نمیشوند. آنچه که بحمدالله! در آن کمبودی نداریم، اهالی مشغول نعل وارونه زدن هستند. بلافاصله ذهنتان، متوجه هیاهوی مبارزه با بیحجابی نشود و نپرسید کسانی که به تجهیز قوا و لشکرکشی به خیابانها، برای قلع و قمع بیحجابی پرداخته و بر طبل ضرورت مبارزه، با ناهنجاریهای اجتماعی میکوبند، همه ناهنجاریها را فقط در مشاهده چند تار موی زنان و دختران دیده اند؟ در کشور هیچ ناهنجاری احتمالی دیگری وجود ندارد؟ یا معنا و مفهوم کلمات تغییر یافته است؟ مصداق:
مقلوب شد هر خاصیت برگشت هر خلق و صفت
مانند تکرار لغت از فرط استعمالها (حسن وثوق)
2- فسادهای گسترده و هولانگیزی که امنیت و آرامش مردم را سلب میکند، ناهنجاری نیست؟ آن هم در دستگاههایی که ظاهراً متولی، و یا مدعی مبارزه با فساد هستند؟ و در این خصوص هوا چنان پس است که به قول مولوی ؛
تا ببیند مومن و گبر و یهود
کاندرین صندوق جز لعنت نبود
دزدیها و اختلاسهای نجومی و سرسامآور بعض کسانی که به یمن! نزدیکی به حوزه قدرت یا وابستگی به آن، مناصبی را اشغال و امکان تاراج اموال مردم را پیدا کرده اند، ناهنجاری نیست؟ و تکلیفی برای متولیان و یا مدعیان مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی ایجاد نمیکند!
3- سرعت بروز و ظهور ناهنجاریها، چنان است که به یکی نپرداخته، دیگری از راه میرسد و اساساً این مختصر، نه امکان پرداختن به چنان هرج و مرجی را دارد و نه نگارنده مدعی چنان ورودی است. بلکه مانند بسیاری از مردم، در مواجهه با آنچه می گذرد، در ذهن خود گرفتار پرسش های مزاحمی می شود، که با طرح آن، ناگزیر به پاسخ های محتومی میرسد، که علت وجودی این مختصر است ، های و هوی موجود، از مقوله تلاش برای سرگرم کردن مردم و بردن مشکلات و مسائل اساسی اجتماعی، به حاشیه نیست؟ آش چنان شور است که تلاش برای نعل وارونه زدن، نه تنها کارساز نیست که موجب ایجاد خشمی طبیعی و بدیهی و مقابله و مواجهه ای تند میشود.
خدای را به می ام شستشوی خرقه کنید
که من نمی شنوم بوی خیر از این اوضاع (حافظ)
برچسب:
نویسنده: طاها فرهادی